« اگر امروز كار هاشم رايكسره نكنم زندگى برايم لذت نخواهد داشت .
همانى كه مرا در بدترين شرايط و طافت فرساترين گرفتاريها قرار داد .
همانيكه به ناحق شرافت مرا لگد كوب مىكند .
او حتّى اگر از دست من جان سالم بدر برد .
لااقل ازمن ضربتى خواهد خورد .
كه تا هنگامِ زخم آن با او باشد . »
عمرو با اين تهديدها و رجز خوانىها ، اسب خود را به طرف هاشم دوانيد . هاشم نيز پيشدستى كرد و بر او يورش برد ، واشعارى بدين مضمون در پاسخ عمرو سرود :
« اگر امروز باعمرو برخورد مناسب نداشته باشم .
ديگر ادامهء حيات براى من ثمرى نخواهد داشت .
همانيكه شيوهء پستى و خيانت را در پيش گرفته .
اى عمرو ، من بايد كار تور را يكسره كنم .
مگر اينكه خداوند نظر ديگرى داشته باشد .
و تواى نَفْس هاشم دراين امر استقامت نما
و صبر پيشه كن و جزع و فزع مكن . »
سپس درگيرى سختى ميان دو طرف در گرفت ، و عمرو عاص احساس ناتوانى كرد و فوراً نيروهاى تحت امر خود را به عقب كشانيد ، و هيچ امتيازى به دست نياورد . معاويه ، نيز از اين پيش آمد بسيار غمگين و متأثر شد . « 1 »
هاشم ، حمزهء لشكر على ( ع )
پس از آنكه سپاه شام متحمّل تلفات و ضايعات سنگينى از لشكر
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 71 .