حق مىتوان از افراد فهميده و صلح طلب قريش دانست . او نقطهء مقابل ابوجهل بود ، و اگر دون صفتىهاى اين عنصر ديو سيرت نبود ، بى شك تلاشهاى عتبه درخاموش كردن آتش جنگ ميان قريش و مسلمانان به ثمر مىرسيد و جنگى رخ نمىداد ، چون عتبه پيوسته از ترك مخاصمه و صلح با مسلمانان طرفدارى مىكرد و از درگيرى با ايشان جداً دورى مىورزيد .
رسول خداصلىاللّه عليهوآله در واقعهء بدر پيش از درگير شدن دو گروه با يكديگر ، مردى از سپاه دشمن را ديدكه بر شترى سرخ مو سوار بود و در ميان جمع دشمن حركت مىكرد . رسول خدا صلىاللّه عليهوآله فرمود : يا على ، حمزه را صدا كن . چون حمزه از همه به مواضع مشركان نزديكتر بود .
رسول خدا صلىاللّه عليهوآله ازحمزه پرسيد :
صاحب شتر سرخ كيست ، و به ياران خود چه مىگويد ؟
حمزه پاسخ داد :
او عتبة بن ربيعه است ، و قريش را از جنگ و درگيرى باز مىدارد ، و به ايشان چنين مىگويد :
« من گروهى ازجان گذشته را مىبينم كه شما نمىتوانيد بر آنها پيروز شويد و بازماندهاى داشته باشيد . هان اى خويشان من ! امروز كوزه را بر سر من بشكنيد و بگوئيد عتبه بن ربيعه ترسو است ، وحال اين كه همهء شما مىدانيد كه من هيچگاه ترسو ترين شما نبودهام » .
ابوجهل سخنان او را شنيد و به وى گفت :
« تو اين را مىگويى به خدا سوگند اگر كسى جز تو اينچنين سخنى مىگفت ، هر آينه او را دندان مىگرفتم ، ششها و درونت از ترس پرشده است . »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٥٤