دلاوريهاى حمزه در بدر
دشمنان براى اينكه روحيهءمسلمانان را متزلزل كنند با يك توطئه توافق كردند كه زره ابوجهل را بر تن يكى از خود بپوشانند ، آن را بر تن « عبداللّه بن منذر » كردند . على عليهالسّلام به گمان اينكه ابوجهل است او را كشت ، و در حالى كه فرياد مى زد : « بگير كه من از فرزندان عبدالمطّلب هستم » باز گشت . پس از او دشمنان زره را بر تن « ابوقيس بن فاكه » كردند ، حمزه به گمان اينكه او ابوجهل است به ميدان او رفت و درحالى كه مىگفت : « بگير كه من فرزند عبدالمطّلب هستم » با يك ضربت او را كشت . پس از وى زره را برتن « حرملة بن عمرو » پوشاندند ، اين بار نيز على عليهالسّلام او را به هلاكت رساند ، درحالى كه ابوجهل در ميان يارانش برصحنه نظارت مىكرد . آنگاه خواستند زره را به « خالدبن اعلم » بپوشانند ولى او حاضر به پوشيدن آن نشد . « 2 » حمزه ازمعدود كسانى بود كه در نبردها برخود نشان مىنهادند . او پر شتر مرغى بر سينهء خود قرار مىداد .