هنرمند ساربان كه تا اين لحظه رامش و آرامشِ مركب و مركب سوار را با حركاتى موزون و تحسين برانگيز تأمين كرده بود خشكشان زد ، ونى از ميان آنها رها شد ، و پس از برخورد با كوهان شتر به زمين افتاد .
اين نخستين بارى بود كه چنين انفجار مهيبى كاروان قريش را تكان مىداد .
و زنگ آغاز نابودى و پايان سربلندى و عزت دروغين آنان به صدا درمىآمد .
اكنون ديو جادويى قريش در دست مسلمانان گرفتار بود ، و شيشهء عمرش در چنگ آنان قرار داشت .
اگر اين طلسم سحرآميز در اين نقطه مىشكست ، ديگر قريش با هيچ نيرنگى نمىتوانست كاروان تجارتى خود را به راحتى در مسير طولانى شام و يمن به اين سو و آن سو ببرد ، و كوس ابر قبيلهگى خود را بر سر هر دشت و صحرا بنوازد .
صف آرايى و ميانجيگرى مَجدى
اينك حمزه با نيروهاى اندك خود در برابر ابوجهل ايستاده است كه سيصد چابك سوار ورزيده پشت سر وى صف بستهاند ، و بى صبرانه منتظرند بدانند فرجام كار به كجا خواهد انجاميد . آيا درگيرى با نيروهاى مهاجم انجام خواهد گرفت ؟ و در صورت درگيرى پيروزى از آنِ كه خواهد شد ؟ پىآمدهاى اين درگيرى در صورت پيروزى يا شكست هر يك از دو گروه چيست ؟ خشم مقدس ستمديدگان در برابر خوى برترى جويى استكبارى آمادهء كارزار شد شمشيرها ازنيام بر آمد و آرايشهاى جنگى لازم انجام گرفت ، و هر لحظه امكان داشت هر دو گروه درهم آميزند ، و خون يكديگر بريزند . « 1 » و وقوع حوادثى بس بزرگتر و سرنوشت ساز ر پىريزى كنند . امّا پا در ميانى شخصى بنام « مجدى بن عمرو جهنى » موجب جدايى دو گروه
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 9 .