تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
گفت من تيغ از پى حق مىزنم * بندهء حقّم نه مأمور تنم شير حقم نيستم شير هوا * فعل من بر دين من باشد گوا من چو تيغم و آن زننده آفتاب * ما رميتُ اذ رميتُ در حِراب رخت خود را من زره برداشتم * غير حق را من عدم انگاشتم خون نپوشد گوهر تيغ مرا * باد از جا كى برد ميغ مرا « 1 »

ساز و كارهاى جديد انتقال قدرت

وقتى مكانيزم و معيارهايى كه از جانب خداى متعال براى انتقال خلافت ارائه گرديد ترك شد ، همچنين معيارهايى كه براى خليفه تعيين شده بود مورد بىتوجّهى قرار گرفت ، خلفا در هر دوره به شيوه‌اى جديد تمسك كردند . و در هر دوره نسبت به دورهء قبل كمالات لازم براى احراز پُست رهبرى كم رنگ‌تر شد .

وصيت ابوبكر منشأ مشروعيت

ابوبكر در آستانه مرگ ، دين خود را به يار ديرينه‌اش عمر ادا كرد . و بدون مشورت با مسلمانان و بدون در نظر گرفتن معيارهاى اسلامى ، عمر را به عنوان خليفه پس از خودش معرّفى نمود . على ( ع ) در اين باره مىفرمايد : عجيب است ! در حالى كه خودش وقتى زنده بود بارها مىگفت : « مرا از اين كار - خلافت - معاف بداريد چون من شايسته‌ترين فرد شما براى اين كار نيستم » ، حق خلافت را پس از مرگ خودش به ديگرى انتقال داد . و چه عجيب هر دو از خلافت به نوبت بهره‌گيرى كردند . بدين سان ، ابوبكر ، خلافت را به چنگال كسى در نهاد كه از شدّت خشونت ، آسيب‌هاى سخت مىزد ، و هيچ كس جرأت نزديك شدن به او را نداشت ، و پايش در كار خلافت بسيار مىلغزيد و هر بار كه مىلغزيد پوزش مىخواست . مردمى كه گرفتارش و تحت امرش بودند به سوارى شباهت داشتند كه بر ستور ناراهوارى نشسته باشد ، اگر عنانش را محكم بكشد
هامش
( 1 ) - مثنوى معنوى .