گروهى حباب بن منذر را به زير لگد گرفتند و در دهانش خاك ريختند و بينى او را شكستند و سعد را تا آستانه مرگ كتك زدند . « 1 » هر كس فريادى برمىآورد دهانش را پر از خاك مىكردند . در آن معركه ، باديهنشينان قبيلهء « اسلم » وارد مدينه شدند و چون برخى از مهاجران ، از قبل به آنان وعده داده بودند كه اگر ما را يارى كنيد به شما آذوقهء فراوان مىدهيم ، با چماق بر سر و روى مردم زدند تا به اجبار با خليفه جديد بيعت كنند . عمر بارها مىگفت : زمانى به پيروزى اطمينان يافتم كه اسلميان وارد مدينه شدند . « 2 » آن روز به طور غير رسمى با ابوبكر بيعت شد . امّا فردا مردم را در مسجد پيامبر ( ص ) جمع كردند تا به طور رسمى با او بيعت كنند . سران مهاجران و انصار را يكى پس از ديگرى در مسجد حاضر كردند و بيعت گرفتند . نوبت به بنى هاشم رسيد . ابوبكر ، عمر را مأمور كرد از على ( ع ) و عدّهاى از بنى هاشم كه در خانهء على ( ع ) جمع شده بودند بيعت بگيرد . او نيز براى اخذ بيعت از هيچ خشونتى خوددارى نكرد « 3 » به طورى كه درِ خانهء على ( ع ) را آتش زدند و همسر بزرگوارش را به شدّت مجروح نمودند . « 4 »
اعمال زور ، ساز و كار جديد براى به دست گرفتن خلافت
به دست گرفتن حاكميت از طريق بيعت اجبارى و سركوب مخالفان بدعتى آشكار در اسلام بود « 5 » كه براى آشنايان با فرهنگ دينى كاملًا غير مترقّبه و باور نكردنى مىنمود . على ( ع ) در اين باره مىفرمايد :