2 . معرفت
حكومتِ اسلامى ، حكومتى است كه حكيمانه اداره مىشود و شرط تحقّق چنين زمامدارى ، معرفت و بصيرت و حكمت است كه در غير اين صورت در حكومت ، جهالت و ضلالت پيدا مىشود . على ( ع ) در اين باره فرمود : ايُّهَا النَّاسُ ، انَّ احَقَّ النَّاسِ بِهذَا الْامْرِ اقْواهُمْ عَلَيْه وَ اعْلَمُهُم بِامْرِ اللَّهِ فيهِ . « 2 » اى مردم ! سزاوارترين مردمان به خلافت ، قوىترينِ آنان بدان و داناترينشان به فرامين خداوند است . انَّ اوْلَى النَّاسِ بالانْبِياءِ اعْلَمُهُمْ بما جاؤُوا بِهِ . « 3 » همانا نزديكترين مردمان به پيامبران ، داناترين آنان است بدانچه آوردهاند . انسان فاقد معرفت و حكمت ، پيوسته در عمل افراط و تفريط مىكند : « لا تَرَى الجاهِلُ الّا مُفْرِطاً او مُفَرِّطاً » « 4 » و چنين انسانى مديريتى نامتعادل عرضه مىدارد و همهء امور را دستخوش آشفتگى و تزلزل مىنمايد .