حرّ بن يزيد رياحى
« حرّ » از شخصيتهاى برجسته و از سران كوفه و بزرگ قبيله رياحى محسوب مىشد و به همين جهت از طرف « ابن زياد » به فرماندهى بخشى از سپاه منصوب گرديد . گرچه حرّ فرمانده اوّلين نيروى نظامى بود كه در مقابل امام حسين ( ع ) ايستاد ، ليكن ادب و نزاكت را در سخن گفتن و رفتار با امام ( ع ) حفظ نمود . هنگامى كه امام ( ع ) به حرّ فرمود : « ثَكَلَتْكَ امّك ما تُريد ؟ » مادرت به عزايت بنشيند چه مىخواهى ؟ حرّ چنين جواب داد : اگر غير تو چنين سخنى به من گفته بود پاسخش را مىدادم امّا مادر تو دختر پيامبر ( ص ) است و جز خير و نيكى درباره او نمىتوانم بگويم . « 2 » و هنگام نماز در عين حالى كه امام ( ع ) فرمود تو با اصحاب خودت نماز بگذار و من نيز با اصحابم ، حرّ گفت : « بَل انتَ تُصلّى بِاصحابك وَ نُصلّى بِصَلاتك » « 3 » شما با اصحابت نماز بخوان و ما به نماز تو اقتدا مىكنيم . حرّ تا روز عاشورا نيز بين دنيا و آخرت و اختيار سپاه حسين ( ع ) به جاى يزيد بن معاويه گرفتار بود ؛ امّا در لحظات حسّاس و سرنوشت ساز خودش را از شقاوت ابدى نجات داد و به سعادت ابدى راه يافت . ملحق شدن حرّ به امام حسين ( ع ) با آن شخصيت سياسى و اجتماعى يكى از برجستهترين وقايع انقلاب كربلاست . او با جايگاهى كه در سپاه « ابن زياد » داشت وقتى به امام ( ع ) پيوست ، عدم مشروعيت جنگ با حسين ( ع ) را آشكارتر نمود .