ابوطالب با تمام امكانات مادّى و معنوى خود در خدمت اسلام و مسلمانان كوشش مىكرد . و لذا وفات او ثلمهاى به اسلام بود به همين جهت سال پيامبر ( ص ) رحلت او را « عام الحزن » ناميد . « 1 » اين مطلب روشن است كه حضرت ابوطالب اين همه فداكارى در راه پيامبر ( ص ) و اهدافش را صرفاً به دليل خويشاوندى با او انجام نمىداد بلكه به خاطر ايمان راسخى بود كه وى دارا بود . اگر صرفاً روابط قبيلهاى در ميان بود ، « ابولهب » نيز عموى پيامبر ( ص ) محسوب مىشد . در حالى كه او با تمام توان با پيامبر ( ص ) مخالفت مىكرد تا حدّى كه مورد مذمّت خداى متعال قرار گرفت . بنابراين ، عظمت و شرافت اجتماعى و معنوى خاندان امام حسين ( ع ) ( بنى هاشم ) به عصر رسالت محدود نمىگردد . و يك قرن پيش از آن نيز اجداد آن حضرت ( ع ) از برجستهترين شخصيّتهاى اجتماعى و دينى حجاز محسوب مىشدند . و برخاستن خاتم الانبياء ( ع ) از اين سلسله جليله و شجره طيّبه امرى دور از انتظار نبود . « اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » « 2 » ؛ خداوند آگاهتر است كه رسالت خود را كجا قرار دهد .
بنى هاشم در عصر رسالت
پس از اينكه حضرت محمّد ( ص ) از اين خاندان بزرگ به مقام رسالت مبعوث گرديد ، بنىهاشم عظمت و شرافت مضاعف پيدا كردند . آنان مورد تكريم خداى متعال و احترام وافر مسلمانان قرار گرفتند . خداوند متعال نخستين طايفهاى را كه مورد خطاب قرار داد ، بنى هاشم بودند . خداى سبحان به پيامبر فرمود : « وَ انْذِرْ عَشيرَتَكَ الْاقْرَبينَ » . « 3 » همچنين صدقه را بر بنىهاشم تحريم كرد و بخشى از خمس ( سهم ذوىالقربى ) را براى آنان قرار داد . « 4 » « مرحوم اربلى » مىگويد :