4 - 2 . ممانعت از ازدواج يك دختر هاشمى با يزيد
معاويه براى تقويت پايههاى زمامدارى خويش و نيز كاهش و انتقاد و مخالفت بنىهاشم بويژه امام حسين ( ع ) ، از مروان بن حكم حاكم مدينه خواست كه دختر « عبدالله بن جعفر » را كه مادرش زينب كبرى ( س ) بود ، براى يزيد خواستگارى كند . مروان موضوع را با عبدالله بن جعفر در ميان گذاشت . عبدالله گفت : بزرگ و تصميم گيرنده خانواده ما حسين بن على ( ع ) است . مروان نزد امام حسين ( ع ) - كه در مسجد بودند - آمده او را از دستور معاويه آگاه كرده و امتيازاتى را كه از اين ناحيه نصيب خانواده دختر و بنى هاشم مىشود ( بين مسلمانان ) برشمرد . امام حسين ( ع ) در پاسخ مروان نكاتى را متذكر شدند . از جمله آنها اين بود كه فرمود : دربارهء صلح ميان دو تيره ( بنى هاشم و بنى اميّه ) ، ما گروهى هستيم كه به خاطر خداوند با شما دشمنيم و به خاطر دنيا با شما سازش و مصالحه نمىكنيم . به جانم سوگند پيوند نسبى راه به جايى نَبَرد تا چه رسد به پيوند سببى ! « 2 » با توجّه به سنتهاى قبيلهاى كه ازدواج مىتوانست باعث پيوند و همبستگى دو قبيله شود و كدورتها و حتى خونهاى ريخته شده را مورد فراموشى قرار دهد ، امام حسين ( ع )