در نامههايى كه امام حسين ( ع ) به معاويه نوشته و بيانات نورانى كه دربارهء علّت قيام خود داشتهاند مكرّر به مسأله فسق و فجور يزيد اشاره شده است كه در بخشهاى قبلى متذكر شديم . « 1 » سلطه اين افراد فاسد ( كه بر درهمى امين نبودند ) بر سرنوشت مسلمانان ، يكى از پيامدهاى مهجوريت امام معصوم ( ع ) بود كه در سقيفه بنى ساعده رقم خورد و همچنين حوادث تلخ ديگرى كه در جهان اسلام شكل گرفت و قيام امام حسين ( ع ) ، فريادى بود در برابر همه اين فاسقان كه بر جامعه اسلامى مسلّط شده بودند .
3 . قرار گرفتن بيتالمال در اختيار كارگزاران فاسد
در عصر پيامبر ( ص ) اموال عمومى به عنوان مال جامعه تلقى شد و افراد در استفاده از آن ، از تساوى حقوق كامل برخودار بودند . پيغمبر جز رسالت ، هيچگونه برترى براى خودش ، نسبت به ديگران قائل نبود . از مال دنيا ، به اندازهء يك فرد معمولى برمىگرفت . از آنچه هم كه به مقام رسالت تعلّق داشت « 2 » بدون هيچ استفادهاى به نفع مردم صرف نظر مىكرد و درآمد مسلمين را هر چه بود برابر دستور قرآن بين آنان تقسيم مىنمود .
1 - 3 . سياست مالى عمر
در زمان ابوبكر نيز اين روش اعمال مىشد . ولى عمر در پرداخت اموال به مسلمانان ، قانون مساوات عصر پيامبر ( ص ) را نقض كرد . او سابقين در اسلام را بر مسلمانان ديگر ، مهاجرين از قريش را بر غير قريش ، مهاجران را بر همه انصار ، و عرب را بر عجم و غير برده را بر بردگان ترجيح و برترى داد . « 3 » روش عمر در اعطاى امتيازاتِ بيشتر به بعضى از افراد ، اثر سوء خود را نشان داد و تمام سعى او را كه از طريق مؤاخذه عمّال و نگه داشتن صحابه در مدينه ، به كار مىبرد ،