خودش مىدانست و ريختن خون وى را حرام مىشمرد . امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد : « آرى پيامبر بر حسب مأموريتى كه داشت رسالتهاى پروردگارش را ابلاغ نمود . پس خداوند بهوسيله آن حضرت شكافهاى ناشى از اختلاف را پر كرد و ميان خويشاوندان همبستگى و الفت به وجود آورد . آن هم در پى شعلههاى عداوتى كه در سينهها افروخته شده بود و كينههاى نهفتهاى كه هر آن در دلها جرقه مىزد . » « 1 » مولوى در مورد صلح و صفايى كه بين دو قبيله اوس و خزرج به بركت اسلام پديد آمد چنين مىگويد :
اسلام با زشت خواندن كينه و عداوت افراد مؤمن نسبت به يكديگر ، آنها را به محبّت و خيرخواهى ترغيب نمود و اساساً خيرخواهى براى ديگران را شرط ديندارى شمرد « 3 » و بهترين بندگان خدا را مفيدترين آنها به مردم دانست . « 4 » و با بيانى زيبا فرمود « اجْعَلْ نَفْسَكَ ميزاناً فيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ ، فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ ، وَ اكْرَهْ لَهُ ما تَكْرَهُ لَها ، وَ لا تَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ أنْ تُظْلَمَ ، وَ احْسِنْ كَما تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ الَيْكَ » « 5 »