صميمى ما مىباشند ، به ايشان اظهار مىداشتند :
« من مريضى حرف شنوتر ازشما تا به حال نديدهام ! »
آرى ، اينچنين بود سيره و دَيدَن ايشان در برابر خواست و مشيّت پروردگار و تنظيم امور بر وفق نظام احسن ، بطوريكه ابداً ذرّهاى از اين منهاج و مسير تخطّى و تجاوز نمىنمودند ، و همين امر موجب جلب و جذب افراد به ايشان گرديده بود . صحبت در اين زمينه بسيار است و اين مختصر را مجال بيش از اين نمىباشد .
تربيت شاگردان سلوكى و طلّاب علوم دينى
محور دوّم : تربيت شاگردان سلوكى و حركت نفوس مستعدّهء إلى الله و إلى لقائه مىباشد . ايشان در طول مدّت بيست و دو سال توطُّن در طهران و بيش از شانزده سال اقامت در ارض اقدس مشهد رضوى ، با بيانات عرفانى و توحيدى و كلمات حكمتآميز خود ، نفوس بسيارى از دلباختگان سُبل سلام ، و قلوب كثيرى از مستعدّين حركت إلى الله ، و مهاجرين به خدا و رسول را مجذوب اين مرام و مكتب نمودند . و با تربيت عملى و دستورات سلوكى و تشكيل مجالس ذكر و انس ، آتش شوق را در سينه محبّين و سالكان طريق محبوب مشتعل مىنمودند .
محور سوّم : تربيت طلّاب و دانشجويان علوم اسلامى بر اساس اصول موضوعه و مبانى متّخذهء از فقه اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم أجمعين بود - فقه بمعنى عام - بدون هيچگونه شائبهاى از دخالت وَهم و تخيُّل ، و بدور از هر گونه دخل و تصرّف ، و مُبرّى از هر آفت و بليّه .
ايشان معتقد بودند : بايد طلبه را بر اساس سُنن قطعيّه و سيره مأثوره و متّخذه از متن احاديث و روايات وارده از ائمّه عليهم السّلام تربيت نمود . و تمام آراء و اهواء باطله و ضالّه و مُضلّه را بأىّ نحوٍ كان و به هر طريق و در هر ظرف و تعيّن بايد بدور انداخته ، و فقط و فقط چشم و عقل را به منهج راستين و صراط مستقيم و ممشاى قويم آن حضرات دوخته و به كار انداخت .