هفدهم « بحار » [ 1 ] اشتغال داشتند . و در سالهاى آخر اقامت در طهران اغلب ، ابحاث امامت و توحيد را مطرح مىنمودند .
بيانات اخلاقى و سيرهء عملى علّامه موجب گرايش افراد به ايشان مىگشت
مرحوم علّامهء طهرانى به طور كلّى محور ارشادى خود را بر دستگيرى از عامّهء مردم از جميع طبقات تحصيلكرده ، عالم و عامى ، دانشگاهى و غيره قرار داده بودند . يكى از طبقاتى كه بواسطه حسن سلوك و برجستگى سيرت و آداب مجذوب ايشان گرديده بودند ، پزشكان و اطبّاء ، خصوصاً در مشهد مقدّس بودند . رفتار اسلامى و خُلق كريم و بيانات شيرين و مطابق با مقام و درخور ادراك و بينش آنان ، و بطور كلّى مشاهده آثار و صفات أولياء الله از وجود مبارك ايشان ، آنان را به صوب جَلَوات روحى و معنوى ايشان سوق مىداد . تواضع و عمل به دستورات پزشكان بدون هيچگونه اعتراضى و كلامى ، و تفويض اختيار معالجات و تداوى - با توجّه به موقعيّت اجتماعى شاخص و بارزشان - عميقاً آنها را تحت تأثير قرار مىداد . بطوريكه در هر بخشى و طبقهاى كه بودند ، گروه زيادى از متصدّيان آنجا از هر صنف و گروهى مجذوب ايشان مىگرديدند ؛ و جالب اينكه ديگر رها نمىكردند و پيوسته جويا و مستفسر و پىگير مىشدند .
در تمام كسالتهاى مختلف ، از سنگ صفراء ، ديسك كمر ، پارگى شبكيّه و عمل جرّاحى ، سكته قلبى و غيره ، ابداً و ابداً يك كلام از ايشان مبنى بر ميل رفتن به خارج و انجام مداوا در حكومتهاى كفر شنيده نشد ، و بشدّت اين موضوع را مطرود و محكوم مىنمودند .
مرحوم علّامه مراجعه به خارج جهت مداوا را با وجود اطبّاء حاذق مخالف با عزّت اسلام مىدانستند
در جريان كسالت انسداد سنگ صفراء ، با وجود سفارشات و تأكيدهاى فراوان مبنى بر رفتن به خارج و با وجود همهگونه امكانات سفر ، ايشان رو به اطبّاء معالج نموده و فرمودند :
« من چگونه به خارج بروم ، و از مملكت اسلامى به ممالك كفر و الحاد و دشمن قسم خورده اسلام پناه ببرم ! آيا اين ننگ نيست كه بگويند : يك عالم شيعى با
هامش
[ 1 ] - بحار الأنوار ، طبع كمپانى .