در فرهنگ اسلام نوعى رابطه تكوينى و تشريعى نسبت به لفظ « اربعين » وجود دارد
در فرهنگ اسلام نيز به مناسبتهاى مختلف اين كلمه مورد توجّه قرار گرفته است ( چه در مسائل و احكام فقهى و چه در مباحث اخلاقى و مطالب عرفانى و مبانى اعتقادى ) به نحوى كه مىتوان ادّعاء نمود يك نوع رابطهء تكوينى و تشريعى براى اين مفهوم در فرهنگ اسلامى وجود دارد ، و اين رابطه و نسبت را در جاى جاى هر دو عرصهء تكوين و تشريع مىتوان جستجو نمود . و به تعبير ديگر : حقيقت و عينيّت خارجى همين مفهوم است كه در نزول به عالم كثرت و تربيت به صورت يك سلسله احكام و قوانين تكليفى و يا سلوك و تربيت نفسانى از ناحيهء شارع مقدّس ابراز گرديده است .
در خلقت آدم أبوالبشر اين مسأله مبيّن جهات استكمالى و فعليّت مقام خليفة اللهى او شده است ؛ چنانچه در كتاب « إحياء العلوم » از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم روايت مىكند كه :
إنّ اللهَ خَمَّرَ طينَة آدمَ بِيَدهِ أربعينَ صَباحًا . [ 1 ]
و يا به روايت « مرصاد العباد » : خَمَّرتُ طينةآدمَ بِيَدى أربعينَ صَباحًا . [ 2 ]
« خداى متعال طينت و سرشت و ذات انسان را در مدّت چهل روز بپرداخت . »
در كتاب « عوارف المعارف » چنين گويد :
فَمِن التُّرابِ كَوَّنهُ و أربعينَ صَباحًا خَمَّرَ طينتَهُ لِيَبعُدَ بِالتَّخميرِ أربعينَ
هامش
[ 1 ] - إحياء علوم الدّين ، ج 4 ، ص 277
[ 2 ] - مرصاد العباد ، ص 65 و 211