اكثر فقهاء قائل به طهارت ذاتى مشركان مىباشند .
اينها جملهاى از قائلين به نجاست و طهارت ذاتى مشركان از اهل سنّت مىباشند .
استدلال به آيهء « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » بر نجاست ذاتى آنها و اشكالات آن
و امّا از خاصّه و علماى شيعه ، ظاهراً جميع آنها بر نجاست ذاتى مشركان اتّفاق نظر دارند . حال بايد به ذكر أدلّه فقهاء شيعه در نجاست ذاتى مشركان و حدود قوّت و ضعف ادلّه بر اثبات مطلوب پرداخت .
دليل اوّل : عبارت از آيه شريفه « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » مىباشد .
يا به تقرير اينكه : نَجَس بالفتح مصدر است و ذو محذوف ؛ پس معنى و مراد آيه اين است : إنّما المُشرِكونَ ذو نَجَسٍ . و اشكال بر استدلال به اينكه در اين صورت آيه ممكن است هم دلالت بر نجاست ذاتى كند و هم ممكن است نجاست عرضى را شامل گردد ، زيرا بواسطه مباشرت با نجاسات و اكل لحوم خنزير و شرب خمر داراى نجاست عرضى هستند ، مندفع است :
اوّلًا : اگر مقصود نجاست عرضى باشد ديگر تخصيص آيه به مشركان و عدم ذكر يهود و نصارى و غيره در قرآن وجهى نخواهد داشت .
ثانياً : إندراج جميع مشركان تحت عنوان نجاست بواسطه مباشرت با نجاسات محلّ ايراد است ؛ زيرا چه بسا آنها پس از مباشرت با آب خود را تطهير و قذارت را از خود سلب مىنمودند ، كما اينكه بطور متعارف اين معنى معروف و مشهود است . و حتّى