آنان را به استناد آيه شريفه : « وَ إِنْ أَحَدٌ مّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلمَ الَلهِ »
هامش
[ 1 ] ، جائز مىدانند و عدم جواز دخول را به جهت غرض و داعى دنيوى مىشمارند .
و محصّل كلام آنكه : با توجّه به روايات مذكوره و قرائن و شواهد بر مسأله به نظر مىرسد علّت عدم رواج دخول مشركين و اهل كتاب به مسجد الحرام صرفاً به جهت تعظيم و تفخيم و احترام آن مكان مقدّس بوده است ، و الّا نفس دخول مانع و رادعى نداشته است .
و امّا مطلب پنجم اينكه : با توجّه به مطالب گذشته و عدم ظهور آيه شريفه در نجاست ظاهرى و يا حدّأقلّ شكّ در انعقاد ظهور ، اصل بر طهارت آنها و عدم اجتناب از ملاقات با آنها مىباشد ؛ مگر اينكه دليل خاصّ از سنّت مؤيّد قذارت ظاهرى گردد . بنابراين حكم به اجتناب و عدم اقتراب مشركين به مسجد الحرام صرفاً بر اساس عدم امضاء و رضايت شارع به اختلاط و رفت و آمد و حشر و نشر با آنها مىباشد و در اين مسأله جاى ترديدى وجود ندارد ؛ چنانچه از مفاد « وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَهُ مِن فَضْلِهِ »
[ 2 ] ، مىتوان اين معنى را استنباط نمود ، و الله العالم .