« گفته مىشود : قَذِرتُ الشَّىْءَ . . . ، يعنى از او خوشم نيامد و از او اجتناب كردم . »
القاذورةُ مِن الرِّجال : الفاحِشُ السَّيِّئُ الخُلُق .
« به مردمان زشت كردار و بد اخلاق قاذوره گفته مىشود . »
الَّذى لا يُبالِى ما قالَ و ما صَنع .
« به كسى كه باكى از گفتار و كردارش ندارد نيز قاذوره اطلاق مىشود . »
وَ رُوِىَ أَنَّ النَّبِىَّ صلّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ آلِهِ ) وَ سَلَّمَ : كَانَ قَاذُورَةً لَايَأْكُلُ الدَّجَاجَ حَتَّى تُعْلَفَ . القاذورةُ هيهنا ، الّذى يَقذُرُ الأشياءَ ، و أرادَ بِعَلْفِها أن تُطْعَم الشّىءَ الطّاهرَ و الهاءُ للمبالغةِ .
« أبوعبيده مىگويد : از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت است : اگر مرغى از قاذورات ارتزاق مىنمود حضرت از خوردن گوشت آن مرغ إباء مىنمودند تا اينكه به او از علوفات و حبوب طاهر داده شود و بواسطه آن از ناپاكى درآيد . و مقصود از قاذوره در اينجا شخصى است كه اشياء خبيث را ناپاك و آلوده مىبيند و از آنها اجتناب مىكند . و هاء در اينجا جهت مبالغه است . »
وَ فِى حَدِيثِ أَبِى مُوسَى فِى الدَّجَاجِ : رَأَيْتُهُ يَأْكُلُ شَيْئًا فَقَذِرْتُهُ أَىْ كَرِهْتُ أَكْلَهُ كَأَنَّهُ رَآهُ يَأْكُلُ الْقَذَرَ .
« أبى موسى نيز روايت مىكند كه پيامبر فرمود : ديدم آن مرغ از چيزى ارتزاق مىكرد ، و مرا از اين كار ناخوش آمد و از خوردن آن مرغ صرفنظر كردم . گويا آن حضرت ديده است كه از قاذورات مىخورد . »
طهارت انسان (فارسى) — صفحة 40
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٠