و در « كافى » با إسناد خود از اسماعيل بن أرقَط كه مادرش « امّ سلمة » خواهر حضرت صادق عليه السّلام است ، قال :
مَرِضتُ فى شَهرِ رَمَضانَ مَرَضًا شَدِيدًا حَتَّى نُقِلْتُ [ ثَقُلتُ ] ، و اجتَمَعَتْ بَنُوهاشِمٍ لَيلًا لِلجَنازَة و هُم يَرَونَ أنِّى مَيِّتٌ ، فَجَزِعَت امِّى عَلَىَّ ، فَقالَ لَها أبُوعَبدِاللهِ عليه السّلام خالِى : اصْعَدِى إلَى فَوقِ البَيتِ فَابرُزِى إلَى السَّماءِ و صَلِّى رَكعَتَينِ ، فَإذا سَلَّمتِ فَقُولِى : اللهُمَّ إنَّكَ وَهَبتَهُ لِى و لَم يَكُ شَيئًا ! اللهُمَّ و إنِّى أستَوهِبُكَهُ مُبتَدِئًا فَأعِرنِيهِ ! قالَ : فَفَعَلَت فَأفَقتُ و قَعَدتُ ، و دَعَوْا بِسَحُورٍ لَهُم هَرِيسَة فَتَسَحَّرُوا بِها و تَسَحَّرتُ مَعَهُم . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] همان مصدر ، ص 478 : [ در ماه رمضان سخت مريض شدم تا اينكه قدرت حركت از من سلب شد و مردم گمان كردند كه فوت نمودهام . بنىهاشم براى تشييع جنازه من شب به منزل آمدند درحاليكه مادرم سخت بىتابى مىنمود ، امام صادق عليه السّلام كه دائى من محسوب مىشدند رو به خواهر خود نموده و فرمودند : به پشت بام منزل برو و در زير آسمان دو ركعت نماز بخوان وقتى كه سلام دادى بگو : خدايا تو او را به من عطا كردى زمانى كه اصلًا وجودى نداشت خدايا من دوباره او را از تو ابتداءً مىخواهم او را به من عاريت بده و بازگردان . آن زن اين عمل را انجام داد و من در همان لحظه بهبودى يافتم و برخاستم و براى خوردن سحرى حليم آوردند و من نيز با آنان از آن حليم سحرى خوردم . مترجم ]