و اين سنّت ردّ شمس بر أميرالمؤمنين عليه السّلام جارى شد در اين امّت . خدا براى آن حضرت دو مرتبه شمس را برگرداند ؛ [ 1 ] يك بار در زمان رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم و يك بار بعد از رحلت آن حضرت .
امّا در زمان حيات آن حضرت ، روايت كرده است [ 2 ] أسماء بنت عُمَيس كه : در وقتى كه حضرت رسول الله خواب بودند و سرشان در دامان حضرت على بن أبىطالب عليه السّلام بود نماز عصر از حضرت أمير فوت شد تا خورشيد غروب كرد . حضرت أمير فرمود :
اللهُمَّ إنَّ عَلِيًّا كانَ فى طاعَتِكَ و طاعَة رَسولِكَ ، فاردُدْ عَلَيهِ الشَّمسَ ! قالَتْ أسماءُ : فَرَأيتُها و اللهِ غَرَبَتْ ثُمَّ طَلَعَت بَعدَ ما غَرَبَتْ ، و لَم يَبقَ جَبَلٌ و لا أرضٌ إلّا طَلَعَت عَلَيهِ حَتَّى قامَ عَلِىٌّ عليه السّلام فَتَوَضَّأ و صَلَّى ثُمَّ غَرَبَت [ 4 ] . [ 3 ]
حديث ردّ الشّمس أميرالمؤمنين عليه السّلام در أرض بابل
و امّا پس از رحلت حضرت رسول اكرم ، روايت كرده است [ 5 ] جُوَيريَهء بن
هامش
[ 1 ] من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 203 .
[ 2 ] همان مصدر .
[ 3 ] [ أميرالمؤمنين عليه السّلام خطاب به پروردگار عرض كرد : بار إلها به تحقيق علىّ در اين قضيّهاى كه اتّفاق افتاد در طاعت تو و طاعت رسول تو بود ، حال كه چنين شده است ( خورشيد غروب كرده درحاليكه آن حضرت نماز عصر را بجاى نياورده بود ) خورشيد را برگردان تا نماز عصر را بجاى آورم .
اسماء مىگويد : قسم به خدا كه با چشمان خود ديدم كه خورشيد غروب كرد سپس برگشت و طلوع كرد بعد از آنكه غروب كرده بود . و هيچ كوه و زمين مسطّحى نبود الّا اينكه تابش خورشيد او را فرا گرفت ، تا اينكه أميرالمؤمنين عليه السّلام برخاست و وضوء گرفت و نماز عصر بجاى آورد سپس خورشيد غروب كرد . مترجم ]
[ 4 ] [ احتمال دارد كه اين جمله از كلام رسول خدا باشد و آن حضرت از خداى متعال تقاضا نموده كه خورشيد را براى على بن أبىطالب عليهما السّلام برگرداند . مترجم ]
[ 5 ] - همان مصدر .