و بردبارى تو و بزرگتر است قدرت تو از آنكه بيان شود و تفسير گردد مگر به آنچه خود گفته و خواندهاى از اقرار و اعتراف به پروردگارى خود
و گواهى دهم باينكه ديدهء تو را درك نكند و وهمها تو را نرسد و عقلها قادر بر وصف تو نباشد و مكانى تو را فرا نگيرد چگونه مكان فرا گيرد كسى را كه قبل از مكان بوده و خود آفريدگار مكان است و چگونه وهمها او را درك نمايند و حال آنكه چنين مأموريتى از جانب او نيافتهاند و چگونه مأموريت بر اين امر يابند در صورتى كه براى او آخر و پايانى نيست و چگونه براى او آخر و پايان باشد در صورتى كه خود او ايجادكننده آخرها و پايانها است و چگونه عقلها او را در يابند در صورتى كه براى عقلها چنين راهى قرار نداده است تا اينكه او را دريابند و چگونه توان او را باسباب درك نمود و دريافت در صورتى كه در مقام پروردگارى لطيف است چنان كه بحواس در نيايد و لمس كرده نشود .
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 394
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٣٩٤