گواهى دهد باينكه غير صفت است پس دوئيت ثابت است و دوئيت محال و ممتنع است و با ازليت سازش ندارد .
كسى كه خدا را وصف كند او را محدود نموده و كسى كه او را محدود كند او را به شماره در آورده و كسى كه خدا را به شماره در آورد ازليت او را باطل ساخته .
( توضيح آنكه ازلى آنست كه مسبوق بعدم نباشد و آنچه كه هست از او بوجود آمده باشد اگر صفتى خارج از ذات اقدسش براى او تصور شود آن صفت يا ازلى است يا حادث اگر ازلى باشد لازم آيد دو ازلى وجود داشته باشد و هر كدام نسبت به ديگرى محدود خواهند بود و چيزى كه محدود باشد مورد اشاره خواهد بود و اين مطلب در باره ذات قدوس او محال است و اگر گفته شود آن صفت حادث است پس اين صفت نبوده و بعد پيدا شده لازم است يك بوجود آورنده باشد تا اين صفت را بوجود آورد و آن با ازليت نسازد زيرا باز تعدد در ازلى بودن لازم آيد ) كسى كه گويد خدا چگونه است خدا را وصف كرده و كسى كه گويد خدا در چه چيز است خدا با چيزى غير او ضم كرده و كسى كه گويد خدا بر چه چيز قرار گرفته خدا را نشناخته و كسى كه
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٣٠٤