بر تفرقه است و افتراقشان ظاهرا بر اجتماع ( يعنى بدنهاى آنها جمع مىشود اما از حيث دل و عقيده و عمل با يك ديگر جمع نشده و متفرقند )
و مردم آن زمان والى و حكمرانى بر خود حاكم كنند كه بين آنها بمكر و حيله و خلاف و خدعه و قتل و رشوه عمل نمايد و چنين وانمود كنند كه امامان و پيشوايان كتاب خدا هستند و حال آنكه كتاب خدا امام ايشان نيست و آنان مروج كتاب خدا نيستند در نزدشان از حق نيست مگر اسمى و از كتاب نمىشناسند مگر خط و عبارتى هر گاه داخلشوندهاى براى استماع حكم قرآن در جمع آنان وارد شود هنوز براى نشستن آرامش نيافته كه از دين خارج مىشود ( زيرا بيانكنندهگان حكم خدا و قرآن عالم به آن نيستند و حكمشان خلاف حق و باطل است شنونده چون حكمى خلاف عقل و انصاف وجدان مىشنود تحمل نكرده از دين خارج مىشود و فرمايش حضرت بعد از اين بيان گواه همين مطلب
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٠٥