خدا را دور افكنند
و حافظان كتاب آن را بطاق نسيان گذارند تا آنكه هواهاى نفسانى به آنان روى آورد و اين كردار ناپسند را از پدران ارث برند و به تبديل كتاب خدا عمل كنند و بدروغ نسبت دهند بكتاب خدا و تكذيب حق نمايند و بفروشند كتاب خدا را يعنى احكام آن را به قيمت كم و به آن بىاعتنا باشند پس در آن زمان كتاب خدا و اهل آن دور افتاده و نابود باشند و هر دو با يك ديگر رفيق و مصاحبند در مسير واحد و هيچ پناهى آن دو را جاى نداده و نپذيرند چه نيكو هستند اين دو رفيق .
بسى جاى تأسف و تعجب است بر اين دو آنچه عمل ميكنند براى او پس در آن زمان كتاب و اهل كتاب در ميان مردم و با ايشانند لكن با ايشان به حساب نيايند زيرا در كردار و عمل با ايشان فرق داشته و غير ايشانند براى آنكه ضلالت و گمراهى هيچ گاه موافق بار شد و هدايت نخواهد بود اگر چه در ظاهر با هم جمع شوند اجتماعشان
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٠٤