تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
سوگند به آفريدگارى كه جانم بدست اوست هر فردى از شما كه جايگاه پدر و مادرش و آرامگاه آينده‌اش را از من بپرسد به او خبر مىدهم كه در بهشت است يا دوزخ ، هم اكنون جبرئيل از طرف پروردگار به من خبر ميدهد ، از من بپرسيد * هنگامى كه سخنرانى آن جناب پايان يافت مردى به پا خاست و عرضه داشت : من كيستم ؟ پيغمبر ص فرمود : تو عبد اللَّه پسر جعفرى ، چون نسبش به وسيلهء پيغمبر ص معلوم شد خوشحال گرديد نشست ، منافقى كه خود را از بزرگزادگان قريش مىشمرد از جاى حركت كرده و سؤال كرد يا رسول اللَّه ص من كيستم ؟ پيغمبر ص فرمود : تو فرزند فلان چوپان از فلان قبيله‌اى ، او از اين سخن پيغمبر ص شرمسار شد و نشست ، سومى حركت كرد و پرسيد يا رسول اللَّه من از اهل بهشتم يا دوزخ ؟ پيغمبر ص فرمود : تو در جهنّم مخلّد خواهى بود ، آنگاه عمر بن خطّاب از جا حركت كرده و گفت : پناه ميبرم به خدا از خشم پيامبر او يا رسول اللَّه ما را عفو فرما و عيبمان را بپوشان ، حضرت فرمود : اگر سؤالى دارى اظهار كن ، عرض كرد آقا مرا ببخش ، سپس على عليه السّلام از جا حركت كرده عرضه داشت : يا رسول اللَّه خصوصيّات مرا بيان فرما ، پيغمبر ص فرمود : يا على ، من و تو دو عمود نور بوديم كه در زير عرش الهى