تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و در هر حال جز خدا مقصود دگرى ندارد ، از جبرئيل خواهش كردم كه از خدا بخواهد مرا از اقدام به اين موضوع معاف بدارد ، زيرا ميدانستم افراد با ايمان خيلى كم‌اند و مردمان دو روى منافق بسيار ، و كاملا به دغل‌بازى جنايتكاران آگهى داشتم و متوجّه بودم كه چگونه به اسلام با ديدهء استهزاء مىنگرند ، همان كسانى كه خداوند آنها را در قرآن توصيف فرموده : « آنها با زبانشان چيزى مىگويند كه در دلهايشان وجود ندارد ، و اين را براى خود گناهى ناچيز مىپندارند و حال آنكه نكبت اين جنايت بسيار بزرگ است » ، من ميدانستم اينان چه قدر به من اذيّت خواهند رسانيد تا آن حدّى كه مرا « اذن » و گوش ( خوش باور و ساده لوح ) نامگذارى كرده‌اند ،