پيامبر را در دوران كودكى از بديها و خطرات حفظ كرده است . « 1 » البته نامى از ابن اسحاق نمىبرد .
نقد سندى
به طور كلى ، آنچه در پايان سفر اول پيامبر به شام ، مىتوان گفت ، اين است كه مجموعا هفت روايت به صورت مختلف در منابع تاريخى و حديثى در اين باره ذكر شده است كه عبارتند از :
اسناد و مدارك اين روايات غير قابل اعتماد است و از نظر متن نيز اختلافات عمدهاى دارند كه به بخشى از آن اشاره شد و اينك به بررسى اسناد اين روايات مىپردازيم .
اولين منبع كه سيرهء ابن اسحاق است ، سندى براى خود نقل نمىكند و تنها ابن جوزى در صفوة الصفوه ، نقل ابن اسحاق را بدون ذكر نام او ، به داود بن حصين نسبت مىدهد كه روايت دوم طبقات دربارهء سفر اول نيز به او نسبت داده شده است . « 2 » همچنين در بعضى از كتب تاريخى ، هر گاه روايت ابن اسحاق را با تصريح به نام او ذكر مىكنند ، سند را به استادش عبد الله بن ابى بكر مىرسانند ، « 3 » كه روايات مرسلهء فراوانى دارد . « 4 »
طبرى نيز روايت اول خود را از ابن اسحاق گرفته است ؛ اما روايت دوم او احتمالا از سنن ترمذى است كه سند آن به صورت منقطع به ابو موسى اشعرى مىرسد و از نظر علم رجال « مرفوع » است ؛ چرا كه داستان سفر پيامبر ( ص ) به شام ، حدود سى سال قبل از بعثت اتفاق افتاده و ابو موسى اشعرى در سال هفتم هجرى به مدينه آمده است . او همچنين ده سال پيش از بعثت متولد شده است . چنانچه ابن كثير گويد : « قلت فيه من الغرائب انّه من مرسلات الصحابة فانّ ابا موسى قدم في سنة خيبر سنة سبع من الهجرة » . « 5 »
علاوه بر اينها ، در سلسله اسناد ابو موسى ، افرادى مثل قراد ابو نوح و يونس بن ابى اسحاق واقع شدهاند ، و دربارهء قراد گفته شده كه وى احاديث ناشناختهء فراوانى دارد .
ذهبى در ميزان الاعتدال از ابو احمد حاكم نقل كرده است كه قراد از ليث احاديث
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 1 ، ص 96 .
( 2 ) . صفوة الصفوه ، ج 1 ، ص 32 .
( 3 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 280 .
( 4 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص 314 .
( 5 ) . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 263 ؛ الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، ج 1 ، ص 91 .