ابان بن تغلب و امام جعفر صادق ( ع ) روايت كرده « 1 » و تا حدود سال 110 ه . مىزيسته است . « 2 »
و يا دربارهء عبد الملك بن سعيد بن ابان بن سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس آمده است : « و كان أديبا عالما بالنجوم و أيام الناس » . « 3 »
به عنوان مثال ، بر اساس اين عبارات مىتوان گفت كه مفهوم « سيره » و « مغازى » در نگاه كسانى كه اين تعبيرات را به كار بردهاند ، يكسان است ؛ مثلا دربارهء شخصى كه در غزوهء بدر نبوده ، گفته شده : « لم يذكره أهل العلم بالسيره » ، « 4 » در اينجا تعبير « اهل العلم بالمغازى » به كار برده نشده ، اما در جايى ديگرى آمده است : « لانّ أصحاب السيرة و من يعلم المغازى يثبتون . . . » ، « 5 » در اين تعليل ، هر دو گروه اصحاب سيره و اصحاب مغازى در يك سياق آمده است . اين به معناى آن است كه تفاوت چندانى بين اين دو تعبير گذاشته نمىشده است .
در جاى ديگر در موضوعى مشابه موضوع بالا چنين آمده : « لم يروه أحد ممّن روى المغازى ، و امّا موسى بن عقبه ، محمد بن إسحاق و أبو معشر فلم يذكروا . . . » ، « 6 » مراد از « من روى المغازى » همان « أهل العلم بالمغازى و أصحاب المغازى » است . و نيز : « لم يذكر ذلك محمد بن إسحاق و موسى بن عقبة و أبو معشر و محمد بن عمر فيمن شهد عندهم بدرا . قال : و لا أظنّ ذلك يثبت ، لأنّ هؤلاء أعلم بالسيرة و المغازى من غيرهم » . « 7 »
مؤلف در دو مورد اخير ، با نام بردن از چند تن از مورخان سيرهنگار و مغازىنويس در كنار هم و با استناد به اين كه آنان در يك موضوع گزارشهايى آورده و يا نياوردهاند ، تفكيكى بين اصحاب سيره و اصحاب مغازى قائل نشده و آنها را به يك معنا به كار برده است .
بهرهگيرى ديگر از اين تعابير و نيز اشاراتى كه به اين مورّخان شده ، به ما كمك مىكند تا دربارهء تاريخ ( علم تاريخ ) و تحول آن مواد بيشترى در اختيار داشته باشيم و آگاهى خود را در اين زمينه تكميل كنيم .
تعابير مورد نظر ، بيش از هر منبعى در طبقات ابن سعد آمده است ، اما در اينجا
هامش
( 1 ) . تهذيب الكمال ، ج 23 ، ص 449 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال ، ج 6 ، ص 454 .
( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 367 .
( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 125 .
( 5 ) . همان ، ص 307 .
( 6 ) . همان ، ص 469 .
( 7 ) . همان ، ص 470 .