ج ) محمد بن جعفر بن زبير
از مجموع 45 روايت وى ، در 27 مورد عروه راوى خبر است . از اين رو ، راوى محمد بن جعفر در شش مورد - كه راوى معلوم نيست - به احتمال قوى عروه بوده است . مؤيد اين مطلب تصريح ابن اسحاق است كه در چنين مواردى مىگويد : محمد بن جعفر جز از عروه از كس ديگرى روايت نمىكند . « 1 »
د ) ابو الاسود محمد بن عبد الرحمن
چنان كه در شرح حال ابو الاسود گفتيم ، وى پرورش يافتهء عروه است . مغازى عروه به روايت او در مصر انتشار يافت . از اين رو طبيعى است بيشتر معلومات خود را از او گرفته باشد .
ه ) عبّاد بن عبد الله بن زبير
بيشتر روايات او از عايشه و پدرش مىباشد ؛ چنان كه روايات او از طريق پسرش گزارش شدهاند . بنابراين ، روايات مرسلهء او احتمالا از عايشه و يا عبد الله بن زبير است .
6 . در پايان اين بخش ، اندكى نيز به تأثير پذيرى مغازى ابن شهاب زهرى و موسى بن عقبه از روايات عروة بن زبير مىپردازيم .
دربارهء موسى بن عقبه ، دكتر محمد مصطفى اعظمى در كتاب مغازى رسول اللّه ( ص ) لعروة ابن الزبير برواية ابى الأسود روايات اين دو را با هم مقايسه نموده و مطابقت آنها را با يكديگر به خوبى نشان داده است ؛ به طورى كه مفردات كلمات نيز با هم شباهت زيادى دارد . ما خوانندگان محترم را به اين كتاب ارجاع مىدهيم و تنها جهت اطلاع به يك مورد اشاره مىكنيم :
دخول بنى هاشم و بنى عبد المطلب فى شعب ابى طالب . . . عن عروه : « لمّا اقبل عمرو بن العاص من الحبشة من عند النجاشى الى مكة قد اهلك اللّه صاحبه و منعه حاجته ، اشتدّ المشركون على المسلمين كاشدّ ما كانوا ، حتى بلغ المسلمين الجهد و اشتدّ عليهم البلاء ، و عهد المشركون من قريش فاجمعوا مكرهم و امرهم على ان يقتلوا رسول اللّه ( ص ) فلمّا راى ذلك ابو طالب ، جمع بنى عبد المطلب
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 63