مردى گفت : اى پيامبر خدا ! براى چه كسى جا باز كنيم ؟ ! فرمود : " براى فرشتگان " .
آن گاه فرمود : " آنان ، هر گاه با شما باشند ، در جلو شما و يا پشتِ سرتان قرار نمىگيرند ؛ بلكه در سمت راست و چپ شما جا مىگيرند " .
مردى گفت : اى پيامبر خدا ! چرا در جلو و پشتِ سر ما قرار نمىگيرند ؟ آيا به خاطر برترىِ ما بر آنهاست يا به خاطر برترىِ آنها بر ما ؟ فرمود : " شما از فرشتگان ، برتريد . بنشين ! " .
آن مرد نشست . آن گاه ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله به ايراد خطبه پرداخت و فرمود : " ستايش ، مخصوصِ خداوند است . او را مىستاييم و از او مدد مىجوييم . به او ايمان داريم و به او توكّل مىكنيم و گواهى مىدهيم كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و بىشريك . و گواهى مىدهيم كه محمّد ، بنده و فرستاده اوست . از بدىهاى نفْسهايمان و زشتىهاى اعمالمان ، به خدا پناه مىبريم . هر كه را خدا هدايت كند ، كسى نمىتواند گمراهش سازد و هر كه را او گمراه كند ، هيچ كس نمىتواند هدايتش نمايد . اى مردم ! در ميان اين امّت ، سى دروغگو پديد خواهند آمد . نخستينِ آنها ، آن مرد صنعايى و آن مرد يمامى « 1 » هستند . اى مردم ! هر كس خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه خالصانه به يگانگىِ او گواهى دهد و هيچ چيز ديگرى را با آن در نياميزد ، به بهشت مىرود " .
على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم فدايت باد ! چگونه آن را خالص و نياميخته با چيزى ديگر بگويد ؟ برايمان توضيح بده تا بدانيم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " آرى حرص به دنيا و جمع كردن آن از راه غير حلال و دلْخوش كردن به دنيا [ گواهى به توحيد را مىآلايد ] . مردمانى هستند كه سخنان نيكان را مىگويند ؛ ولى مانند جبّاران ( گنهكاران ) عمل مىكنند . پس هر كه خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه چيزى از اين خصلتها در او نباشد و گواهى دهد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست ، بهشتى خواهد بود ؛ امّا اگر به دنيا بچسبد و آخرت را وا گذارد ، دوزخى خواهد بود " .
هامش
( 1 ) . مقصود از مرد صنعايى ، اسود بن كعب عنسى است كه ادّعاى نبوّت كرد و منظور از مرد يمامى ، مُسَيلَمه كذّاب است كه به دست وحشى ، غلام جبير بن مطعم و قاتل حمزه عليه السلام ، كشته شد .