دنيا بى رغبت مىكند و عيبهاى خودش را به او مىشناساند .
اى ابو ذر ! هيچ بندهاى در دنيا زهد نورزيد ، مگر اين كه خداوند ، حكمت را در دل او كاشت و زبانش به آن گويا شد و عيبهاى دنيا و دردها و درمانهاى آن را به او شناساند و وى را از آن ، سالم به دار السلام رسانْد .
اى ابو ذر ! هرگاه ديدى برادرت به دنيا ، بى رغبت شده ، به سخنان او گوش فرا ده كه حكمت مىتراود " .
به ايشان گفتم : اى پيامبر خدا ! بى رغبتترينِ مردمان به دنيا كيست ؟ فرمود : " هر كس گورها و پوسيده شدن را فراموش نكرد و زيادى زيورِ دنيا را رها نمود و ماندنى را بر رفتنى ترجيح داد و فردا را جزء روزگارش به حساب نياورد و خود را از مُردگان به شمار آورد " .
[ سپس فرمود : ] " اى ابو ذر ! خداوند تبارك و تعالى به من وحى نكرد كه مال بيندوزم ، بلكه به من وحى كرد : " پس با ستايش ، پروردگارت را تسبيح گوى و از سجده كنندگان باش . و پروردگارت را پرستش كن تا اين كه مرگت فرا رسد " .
اى ابو ذر ! من ، لباس خشن مىپوشم و بر زمين مىنشينم و انگشتانم را مىليسم و بر الاغِ بى پالان ، سوار مىشوم و كسى را هم پشتِ سرم سوار مىكنم . هر كس از سنّت من سرْ باز زند ، از من نيست .
اى ابو ذر ! دوست داشتن مال و شرف ، براى دين مرد ، نابود كنندهتر است از دو گرگ به گلّه زدهاى كه آن را تا صبح ، غارت كنند و چيزى باقى نگذارند " .
به ايشان گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا خدا ترسانِ فروتن ، كه فراوان به ياد خدايند ، زودتر از مردم به بهشت مىروند ؟ فرمود : " نه ؛ ولى فقراى مسلمان ، مىآيند ، در حالى كه پايشان را بر گردنِ مردم مىگذارند . بهشتبانان به آنها مىگويند : باشيد تا حسابرسى شويد . مىگويند : به چه حسابرسى شويم ؟ به خدا سوگند ، ما مالك نبوديم تا ستم كنيم و از حد خود بگذريم ، و به ما چيزى هم داده نشده بود تا باز و بسته عمل نماييم ؛ ولى پروردگارمان را پرستيديم تا ما را فرا خواند و ما ، اجابت كرديم .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: محمد الريشهري
ص٥٢١