داده ، كه هر كس بر آن سوار شد ، نجات يافت و هر كس از آن روى گردانْد ، غرق گرديد ، و همانند باب حِطّه « 1 » در بين بنى اسرائيلاند ، كه هر كس در آن درآمد ، در امان مانْد .
اى ابو ذر ! آنچه را به تو سفارش مىكنم ، حفظ كن تا در دنيا و آخرت ، خوشبخت باشى .
اى ابو ذر ! دو نعمت است كه در آن ، بسيارى از مردم ، زيان ديدهاند : تندرستى و فراغت .
اى ابو ذر ! پنج چيز را پيش از پنج چيز ، غنيمت بشمار : جوانىات را پيش از پيرى ، تندرستىات را پيش از بيمارى ، توانگرىات را پيش از نادارى ، و فراغتت را پيش از اشتغال ، و زنده بودنت را پيش از فرا رسيدن مرگ .
اى ابو ذر ! بر حذر باش از اين كه با آرزويت امروز و فردا كنى ، كه همانا تو ، براى امروزت هستى و نه پس از آن . اگر فردايى برايت بود ، براى آن باش ؛ همانطور كه براى امروزت هستى ، و اگر فردايى نبود ، براى آنچه از دست دادهاى ، پشيمان نيستى .
اى ابو ذر ! چه بسيارند كسانى كه روزهاى آينده را در مىيابند ، امّا آن را به پايان نمىرسانند ، و چه بسيارند كسانى كه در انتظار فردايند ، امّا به آن نمىرسند ! اى ابو ذر ! اگر به اجَل و سير آن نگاه كنى ، با آرزو و غرور آن ، دشمنى مىكنى .
اى ابو ذر ! چنان باش كه گويا در دنيا غريبى ، و يا چونان رهگذرى هستى و خودت را از اهل گورستان به حساب آور .
اى ابو ذر ! هر گاه شب را به صبح رساندى ، با خود درباره شب ، سخن نگو ، و اگر روز را به شب رساندى ، از صبح حرف نزن . از تندرستىات بهره بگير ، پيش از آن كه بيمار شوى و از زندگىات استفاده كن ، پيش از آن كه بميرى ؛ چه اين كه فردا ، نامت را هم نمىدانى .
اى ابو ذر ! حذر كن از اين كه هنگام لغزش ، تندخويى كنى ، كه ديگر ، نه از لغزش مىتوان رَست ، و نه بازگشتى هست . و نه آن كه بر جاى تو مىمانَد ، بر حسب آنچه باقى مىگذارى ، تو را مىستايد ، و نه كسى كه تو از او پيشى گرفتهاى ، با آنچه به آن مشغول شدى ، عذرت را خواهد پذيرفت .
هامش
( 1 ) . حِطّه ( به معناى : خدايا ! ببخش ) ، نام درى بود از درهاى حَرم قُدس كه هر كس از آن وارد مىشد ، زمينه آمرزش او از جانب خداوند ، فراهم مىشد .