فرمود : " هر كس كه از شرّش ، امانى نيست و به خيرش ، اميدى نيست " .
[ سپس فرمود : ] " اى على ! از حمّام رفتن بدون لُنگ ، پروا كن ، كه هر كس بدون لُنگ وارد حمّام شود ، هم نگاه كننده و هم نگاه شونده ، از رحمت خدا به دورند .
اى على ! در انگشتهاى اشاره و وسطى ، انگشتر نكن ، كه قوم لوط چنين مىكردند « 1 » و انگشت كوچكت را بدون انگشتر مگذار .
اى على ! خداوند ، از بندهاى كه چنين بگويد ، خوشحال مىشود : " پروردگارا ! مرا بيامرز كه جز تو ، كسى گناهان را نمىآمرزد " . خداوند مىگويد : " فرشتگانم ! اين بنده من ، مىداند كه جز من ، كسى بخشاينده گناهان نيست . گواه باشيد كه من ، او را آمرزيدم " .
اى على ! از دروغْ دورى كن ، چه اين كه دروغ ، انسان را روسياه مىكند . سپس در پيشگاه خدا نوشته مىشود : " دروغگو " . و راستگويى ، انسان را روسفيد مىكند و در پيشگاه خدا نوشته مىشود : " راستگو " و بدان كه راستى ، فرخنده است و دروغ ، شوم .
اى على ! از غيبت و سخنچينى دورى كن ؛ چرا كه غيبت به مثابه باطل كننده روزه است و سخنچينى ، موجب عذاب قبر است .
اى على ! بدون ضرورت ، سوگند دروغ و حتّى راست به خدا نخور ، و خدا را در معرض سوگندت قرار نده ؛ چرا كه خداوند ، به كسى كه به نام او ، به دروغ سوگند ياد كند ، نه رحم مىكند و نه توجّه .
اى على ! غمِ روزى فردا را نخور ، كه روزى هر فردايى ، خود مىآيد .
هامش
( 1 ) . نهى پيامبر صلى اللّه عليه و آله از انگشتر به انگشت اشاره و وسطى كردن ، براى تشبّه به كفّار بوده و تا زمانى كه عنوان تشبّه صادق باشد ، حكم حرمت هم هست . هر عملى كه چنين باشد و بر آن ، عنوان تشبّه صدق كند ، حرام است و هر گاه آن عنوان ، صادق نبود ، حرمتْ برداشته مىشود . همانطور كه على عليه السلام از پيامبر نقل كرده است كه ايشان فرمود : " پيرى را با خضاب ، دگرگون كنيد و شبيه يهود نباشيد " . و افزوده كه : " پيامبر صلى اللّه عليه و آله وقتى چنين گفت كه مسلمانان ، اندك بودند ، امّا اكنون كه ميدان دين ، گسترده و پايههاى آن ، استوار شده ، هر مردى مختار است كه هر گونه باشد " .