تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

38 / 2 نكوهش شوخى زياد و شوخى به چيزى كه حق نيست

11893 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : شوخىِ زياد ، آبرو را مىبرد . 11894 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به امام على عليه السلام : اى على ! شوخى مكن ، كه احترامت از بين مىرود و دروغ مگو ، كه نورانيّتت از ميان مىرود . 11895 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بنده به ايمان ناب نمىرسد ، مگر آن گاه كه شوخى و دروغ را ترك كند و جدالگرى را رها سازد ، هر چند حق با او باشد . 11896 . الترغيب و الترهيب به نقل از ابو الحسن كه از شركت كنندگان در پيمان عَقَبه و جنگ بدر بود : با پيامبر خدا نشسته بوديم كه مردى [ از جمع ما ] برخاست و رفت و كفش‌هايش را فراموش كرد [ ببرد ] . يك نفر ، آنها را برداشت و زير خود گذاشت . آن مرد برگشت و گفت : كفش‌هايم كو ؟ كسانى كه آن جا نشسته بودند ، گفتند : ما آنها را نديده‌ايم . مردى كه كفش‌ها را زير خود پنهان كرده بود ، گفت : اين جاست . پيامبر خدا فرمود : " ترساندن مؤمن ، چه معنا دارد ؟ ! " . مرد گفت : اى پيامبر خدا ! به شوخى ، اين كار را كردم . [ پيامبر صلى اللّه عليه و آله ] دو يا سه بار فرمود : " ترساندن مؤمن ، چه معنا دارد ؟ ! " .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 389 | محمد الريشهري