بعد از مرگ آنها ، صِله رَحِم كردن با خويشان آنها و احترام گذاشتن به دوستان آنان است .
2 / 3 بهشت ، زير پاى مادران است
9754 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بهشت ، زير پاى مادران است .
9755 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به مردى كه مىخواست در جهاد شركت كند ، امّا مادرش مانع او مىشد : تپيش مادرت بمان . با بودن در نزد او ، همان اجرى را دارى كه با شركت در جهاد به دست مىآورى .
9756 . كنز العمّال به نقل از عمر بن خطّاب : ما با پيامبر خدا روى كوهى بوديم و بر درّهاى مُشرِف شديم . جوانى را كه از جوانىاش خوشم آمد ديدم كه گوسفندانش را مىچرانيد . گفتم : اى پيامبر خدا ! عجب جوانى است ! كاش جوانىِ او در راه خدا صرف مىشد .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى عمر ! شايد در راهى از راههاى خدا باشد و تو ندانى " .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله آن جوان را صدا زد و فرمود : " اى جوان ! آيا كسى هست كه تو خرجىِ او را بدهى ؟ " .
گفت : آرى .
فرمود : " چهكسى ؟ " .
گفت : مادرم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " او را داشته باش ( در خدمتش باش ) ؛ زيرا بهشت ، پيش پاى اوست " .
9757 . الترغيب و الترهيب به نقل از معاوية بن جاهمه : جاهمه نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و اجازه جهاد خواست . پيامبر خدا به او فرمود : " آيا مادرى دارى ؟ " .
گفت : آرى .
فرمود : " پس ، در خدمتش باش ؛ زيرا بهشت ، پيش پاى اوست " . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين حديث را ابن ماجه و نسايى و حاكم نيز همين گونه روايت كردهاند ؛ ولى طَبَرانى آن را با سلسله سندى نيكو ، چنين روايت كرده كه آن مرد گفت : خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمدم تا درباره شركت در جهاد ، از ايشان نظرخواهى كنم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " آيا پدر و مادرت زندهاند ؟ " . گفتم : آرى . فرمود : " پيش آنان بمان ؛ زيرا بهشت ، زير پاى آن دو است " .