" قارون از قوم موسى بود و بر آنان ، ستم كرد . و از گنجينهها آن قدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگين مىآمد . آن گاه كه قوم وى به دو گفتند : " شادى مكن كه خدا ، شادى كنندگان را دوست نمىدارد ؛ و با آنچه خدايت داده ، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن ؛ و همچنان كه خدا به تو نيكى كرده ، نيكى كن و در زمين ، فساد مجوى ، كه خدا فسادگران را دوست نمىدارد " .
" و در كتاب آسمانى [ شان ] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه : " قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد ؛ و قطعاً به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست " " .
" چرا خداشناسان و دانشمندان ، آنان را از گفتار گناه [ آلود ] و حرامخوارگىشان باز نمىدارند ؟ راستى چه بد است آنچه انجام مىدادند ! " .
" مگر ندانستهاى كه پروردگارت با عاد چه كرد ؟ صاحب [ بناهايى چون ] تيركهاى بلند كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود ؟ و با ثمود ، همانان كه در درّه ، تختهسنگها را مىبُريدند ؟ و با فرعون ، صاحب خرگاهها [ و بناهاى بلند ] ؛ همانان كه در شهرها سر به طغيان برداشتند و در آنها بسيار تبهكارى كردند " .
" و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از [ قوم ] عاد ، جانشينان [ آنان ] گردانيد و در زمين به شما جاى [ مناسب ] داد . در دشتهاى آن [ براى خود ] كاخهايى اختيار مىكرديد و از كوهها خانههايى [ زمستانى ] مىتراشيديد . پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد و در زمين ، سر به فساد برمداريد " .
" و اى قوم من ! پيمانه و ترازو را به داد ، تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد " .
" آيا شما با مردها درمىآميزيد و راه [ توالد و تناسل ] را قطع مىكنيد و در محافل [ انس ] خود ، پليدكارى مىكنيد ؟ و [ لى ] پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : " اگر راست مىگويى ، عذاب خدا را براى ما بياور " . [ لوط ] گفت : " پروردگارا ! مرا بر قوم فسادكار ، غالب گردان " " .
" سزاى كسانى كه با [ دوستداران ] خدا و پيامبر او مىجنگند و در زمين به فساد مىكوشند ،
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: محمد الريشهري
ص٣٢٩