مسلمان يا مؤمن ، بويژه اگر بيم و نگرانى او از خشم مولايش ، بيش از نگرانىاش از عذاب آتش باشد ، آن گونه كه پس از اين فقرات ، ذكر مىكند . اين ، حالتى عالى است كه در دلى پيدا نمىشود ، مگر آن كه پروردگارش از او راضى باشد .
مضامين بلند ديگرى كه در اين دعاها هستند نيز همين گونهاند ؛ يعنى جايى هستند براى پيدا شدن حالات و صفاتى در جان و دل كه آنها را از هلاكتها مىرهانند و به حالات عالى و درجات بلند مىرسانند .
اگر عملكننده ، در برخى اوقات ، براى عمل ، بىحال و بىنشاط بود ، بايد مراقب حال خويش باشد . چنانچه پنداشت اگر به عمل بپردازد ، يا خود را به عمل وا دارد ، برايش حال مىآورد ، مشغول شود و ترك نكند تا شيطان بر جان او چيره نشود ، كه انسان اگر عمل را به صِرف بىحالى ترك كند ، به ترك كلّىِ عمل ، كشيده مىشود .
بايد در حال خويش تأمّل نمايد و تلاش كند . اگر ديد با تركِ عمل ، اشتياقش به آن افزون مىشود ، ترك كند و خود را به عمل با بىحالى و كِسلى عادت ندهد . و اگر ديد ترك عمل ، موجب ترك ديگر مىشود ، انجام دهد و ترك ننمايد . چه بسا كه سالك ، با دلگرفتگى و بىحوصلگى وارد عمل مىشود ؛ ولى حال او در اثناى عمل ، برتر از آنچه اميد داشته ، مىگردد .
بر او لازم است كه در كوشش براى ترجيح ترك بر انجام دادن ، خطا نكند ؛ چرا كه در ذائقه نفْس ، بىحالى ، از عسل ، شيرينتر است و اين ، گاهى انسان را از شناخت درستِ واقعيّت ، باز مىدارد . « 1 »
هامش
( 1 ) المراقبات : ص 131 .