منزّهى تو ، اى و الا ! والايى تو ، اى برترين ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى صاحبْاختيار ! والايى تو ، اى سرپرست ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى هستىآفرين ! والايى تو ، اى آفريدگار ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى پايينآورنده ! والايى تو ، اى بالابَرَنده ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى دادگر ! والايى تو ، اى جمعكننده ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى عزّتبخش ! والايى تو ، اى خواركننده ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى نگهبان ! والايى تو ، اى نگه دار ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى توانا ! والايى تو ، اى مقتدر ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناه دهنده ! منزّهى تو ، اى دانا ! والايى تو ، اى بردبار ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى داور ! والايى تو ، اى استوارْكار ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى عطاكننده ! والايى تو ، اى بازدارنده ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى زيانرسان ! والايى تو ، اى سودرسان ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى اجابتكننده ! والايى تو ، اى حسابگر ! « 1 » ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى عادل ! والايى تو ، اى صاحب نعمت ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى صاحب لطف ! والايى تو ، اى باشِرافت ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناه دهنده ! منزّهى تو ، اى پروردگار ! والايى تو ، اى حق ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى صاحب مجد ! والايى تو ، اى يگانه ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى بخشاينده ! والايى تو ، اى انتقامگيرنده ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى گسترده [ رحمت ] ! والايى تو ، اى گستراننده [ ى هستى ] ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى صاحب رأفت ! والايى تو ، اى مهرورز ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى يگانه ! والايى تو ، اى يكتا ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده ! منزّهى تو ، اى جزادهنده ! والايى تو ، اى فراگير ! ما را از آتشْ پناه بده ، اى پناهدهنده !
هامش
( 1 ) در متن عربى ، واژه " حسيب " آمده كه بجز حسابگر ، سه معناى ديگر هم دارد : كفايتكننده ، دانا و مقتدر ( ر . ك : مجمعالبحرين : ج 1 ص 400 ) .