زيد ، شهرت داشت و در چندين غزوه از غزوات پيامبر خدا ، شركت كرد . از او روايت شده كه گفت : يك بار پيامبر خدا ، آب خواست . من ، ظرف آبى برايش آوردم كه در آن ، تار مويى بود . مو را برداشتم و ظرف را به دست ايشان دادم . فرمود : " بار خدايا ! او را زيبا گردان " . ابو زيد ، يكصد و اندى سال ، عمر كرد و فقط ، اندكى از موى سر و ريشش سفيد شده بود .
ر . ك : اسد الغابة : ج 4 ص 190 و ج 6 ص 129 ، الاستيعاب : ج 4 ص 1664
ابو قرصافه
جندرة بن خيشنه كنانى ، از ياران پيامبر خدا بود كه در شام ، اقامت گزيد . وى به كنيهاش ابو قرصافه شهرت داشت . پيامبر صلى اللّه عليه و آله بُرنسى بر او پوشانْد . مردم ، نزد او مىآمدند و ابو قرصافه ، برايشان دعا مىكرد و طلبِ بركت مىنمود و خداوند هم به آنان ، بركت عطا مىكرد .
ابو مريم غسّانى
نام ابو مريم ، نذير است و پيامبر خدا ، كنيه ابو مريم را بر وى نهاد . از او روايت شده كه گفت : خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله رسيدم و گفتم : اى پيامبر خدا ! امشب دخترى برايم به دنيا آمد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله هم فرمود : " بر من هم سوره مريم ، نازل شد . پس نام او را مريم بگذار " . از اين رو ، او را با كنيه ابو مريم ، صدا مىزدند .
احنَف بن قيس
ابو بحر ، ضحّاك و به قولى صخر بن قيس تميمى سعدى ، از ياران پيامبر خدا و امام على و امام حسن عليهماالسلامبود . وى ، زمان پيامبر صلى اللّه عليه و آله را درك كرد ؛ امّا موفّق به ديدار خود ايشان نشد . پيامبر خدا ، براى او دعا كرد . وى يكى از فرزانگانِ زيرك و خردمند بود . احنَف ، در جنگ جمل ميان امام على عليه السلام وعايشه ، كنارهگيرى اختيار كرد ؛ امّا در صِفّين ، على عليه السلام را همراهى نمود . احنف تا زمان حكومت يافتن مُصعَب بن زبير ، زنده بود و به سال 67 ق ، در كوفه از دنيا رفت .
ر . ك : رجال الطوسى : ص 266 ش 61 و ص 57 ، ش 474 و ص 93 ، ش 918 ، اسد الغابة : ج 1 ص 68 ، تقريب التهذيب : ص 121 ، دانشنامه اميرالمؤمنين ( ع ) : ج 12 ص 55 60 .