18 / 14 چهار پادشاه « 1 »
8299 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : لعنت خدا بر چهار پادشاه : جَمد و مِخْوَس و مِشرَح و ابضَعه و بر خواهرشان عَمَرَّده . « 2 »
18 / 15 منصور بن عِكرِمه « 3 »
8300 . البداية والنهاية به نقل از محمّد بن اسحاق : قريش ديدند كه ياران پيامبر خدا به كشورى ( حبشه ) رفتهاند و در آن جا در امنيت و آرامش به سر مىبرند و نجاشى ، از استرداد پناهندگان به ايشان خوددارى كرد [ از سوى ديگر ] و عمر ، اسلام آورد و او و حمزه ، در كنار پيامبر خدا و يارانش قرار گرفتند و اسلام ، اندك اندك ، در ميان قبايل گسترش مىيابد . در اين هنگام ، قريش گِرد هم آمدند و تصميم گرفتند پيماننامهاى بنويسند و در آن ، بر ضدّ بنى هاشم و بنى عبد المطّلب ، با يكديگر همپيمان شوند كه به آنها زن ندهند و از آنها زن نگيرند و چيزى به آنها نفروشند و چيزى از آنها نخرند .
پس مكتوبى نوشتند و بر سرِ آن با يكديگر همپيمان شدند و سپس ، براى تأكيد بر همپيمانى خود ، آن را درون كعبه آويختند . نويسنده پيماننامه ، منصور بن عِكرِمة بن عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بن قُصَى بود .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 531 ( مُلوك چهارگانه ) .
( 2 ) عَمَرَّده : بلند ، دراز . فَرَسٌ عَمَرَّدة ، يعنى : اسب بلند بالا .
( 3 ) درباره او بيشتر از آنچه در متن كتاب آمده ، دست نيافتيم .