به آن دو زشتگويى كرد .
حسن عليه السلام يا حسين عليه السلام فرمود : " به خدا سوگند ، به خدا سوگند كه خداوند ، تو را آن گاه كه در پشت حَكَم بودى ، با زبان پيامبرش لعنت كرده است " .
مروان ، خاموش شد .
8285 . المستدرك على الصحيحين به نقل از عمرو بن مرّه جُهَنى كه از صحابيان بود : حكم بن ابى العاص ، اجازه ورود بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله طلبيد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله صداى او و سخنش را شناخت و فرمود : " به او اجازه دهيد . لعنت خدا بر او و بر كسى كه از پشتِ او به دنيا آيد ، بجز مؤمنانِ ايشان ، كه آنان هم اندكاند . در دنيا به بزرگى مىرسند و در آخرت ، پَست مىشوند . مردمانى فريبكار و نيرنگبازند ؛ در دنيا برخوردار مىشوند ، امّا در آخرت ، كمترين بهرهاى ندارند " .
8286 . المعجم الكبير به نقل از ابو يحيى : من ، ميان حسن و حسين عليهماالسلام و مروان قرار داشتم و آنها به يكديگر ، بد مىگفتند . حسن عليه السلام سعى كرد حسين عليه السلام را ساكت كند . مروان گفت : خانواده لعنتى ! حسن عليه السلام عصبانى شد و فرمود : " گفتى : خانواده لعنتى ؟ ! به خدا سوگند كه خداوند ، تو را زمانى كه هنوز در پشتِ پدرت بودى ، با زبان پيامبرش لعنت كرد " .
8287 . مسند ابن حنبل به نقل از شُعْبى : از عبد اللّه بن زبير ، در حالى كه به كعبه تكيه داده بود ، شنيدم كه مىگويد : به پروردگار اين كعبه سوگند كه پيامبر خدا ، فلانى و فرزندانى را كه از پشتِ او زاده شوند ، لعنت كرد .
8288 . المستدرك على الصحيحين به نقل از عبد اللّه بن زبير : پيامبر خدا ، حَكَم و فرزندانش را لعنت كرد .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: محمد الريشهري
ص٤٢٧