تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
فرمود : " نه ؛ امّا فرماندهىِ سواران را به تو مىدهم ؛ چون مردى سواركارى " . عامر گفت : مگر اكنون نيستم ؟ مدينه را از سواره و پياده ، بر ضدّ تو پُر خواهم كرد . سپس هر دو رفتند . پيامبر خدا گفت : " بار خدايا ! مرا از شرّ اين دو ، نجات بده . بار خدايا ! بنى عامر را هدايت فرما و اسلام را از عامر ( يعنى ابن طفيل ) بىنياز گردان " . پس خداوند تبارك و تعالى عامر را به بيمارىاى در گردنش مبتلا ساخت كه زبانش در حنجره‌اش آويزان شد . . . و بر اربَد نيز صاعقه‌اى فرستاد كه او را كُشت . 8278 . تاريخ المدينة به نقل از عِكرِمه : عامر نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و از او ، جانشينىِ بعد از او ، يكْ چهارمِ غنايم و چيزهاى ديگرى را خواست . مردى از ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او گفت : از اين جا برو ، تا نيزه‌ها تو را به زور نرانده‌اند . به خدا سوگند ، اگر تكّه كرباسى از كرباس‌هاى مدينه هم از پيامبر خدا بخواهى ، به تو نمىدهد . عامر ، خشمگين بازگشت و گفت : اين جا را از سواره و پياده بر ضدّ تو مىآكَنَم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله گفت : " بار خدايا ! اگر عامر را هدايت نمىكنى ، مرا از شرّ او كفايت كن " . پس طاعونى چون طاعون شتران جوان ، او را گرفت ، به طورى كه فرياد مىزد : " اى آل عامر ! طاعونى چون طاعون شتر جوان ! " تا اين كه [ آن طاعون ، ] اين دشمن خدا را از پاى درآورد .

18 / 7 عُتَيبة بن ابى لَهَب « 1 »

8279 . دلائل النبوّة به نقل از ابن طاووس ، از پدرش : چون پيامبر خدا آيه " سوگند به اختر ، چون فرود آيد " را تلاوت كرد ، عتيبة بن ابى لَهَب گفت : به خداوندِ اختر ، كافرم .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 528 ( عتبة بن ابى لهب ) .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 419 | محمد الريشهري