تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣

18 / 2 ابو موسى اشعرى « 1 »

8272 . الأمالى ، طوسى به نقل از ابو تحيى : شنيدم كه عمّار بن ياسر ، ابو موسى اشعرى را به سبب درنگش در پيوستن به على بن ابى طالب عليه السلام و خوددارى از بيعت با او ، سرزنش مىكند و به او مىگويد : اى ابو موسى ! چه چيز باعث شد كه از امير مؤمنان ، كناره بگيرى ؟ به خدا سوگند كه اگر در [ حقّانيّت ] او شك داشته باشى ، قطعا از اسلام خارج شده‌اى . ابو موسى به او گفت : نكوهشم مكن و از سرزنش من ، دست بردار ، كه من برادر توام . عمّار به او گفت : من ، برادرِ تو نيستم . شنيدم كه پيامبر خدا ، در شب عَقَبه ، تو را كه با آن مردم هم‌داستان شده بودى ، لعنت مىكند . ابو موسى گفت : آيا جز اين است كه براى من ، طلب آمرزش كرد ؟ عمّار گفت : من ، لعنت را شنيدم و طلب آمرزش را نشنيدم .

18 / 3 اشعث بن قيس و نسل او « 2 »

8273 . الكافى به نقل از سَدير : امام باقر عليه السلام به من فرمود : " اى سَدير ! شنيده‌ام كه زنان كوفه زيبايند و نيكو شوهردارى مىكنند . پس برو و از جايى زنى زيبا برايم بياب " . من گفتم : سراغ دارم ، فدايت شوم ! فلانى ، دختر فلان بن محمّد بن اشعث بن قيس . فرمود : " اى سدير ! پيامبر خدا ، عدّه‌اى را لعنت كرد و اين لعنت ، به بازماندگان آنان نيز تا روز قيامت ، سرايت يافت و من ، خوش ندارم كه بدنم به بدن يكى از دوزخيان بخورَد " .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 526 ( ابو موسى اشعرى ) . ( 2 ) ر . ك : ص 526 ( اشعث بن قيس و فرزندان او ) .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 413 | محمد الريشهري