18 / 2 ابو موسى اشعرى « 1 »
8272 . الأمالى ، طوسى به نقل از ابو تحيى : شنيدم كه عمّار بن ياسر ، ابو موسى اشعرى را به سبب درنگش در پيوستن به على بن ابى طالب عليه السلام و خوددارى از بيعت با او ، سرزنش مىكند و به او مىگويد : اى ابو موسى ! چه چيز باعث شد كه از امير مؤمنان ، كناره بگيرى ؟ به خدا سوگند كه اگر در [ حقّانيّت ] او شك داشته باشى ، قطعا از اسلام خارج شدهاى .
ابو موسى به او گفت : نكوهشم مكن و از سرزنش من ، دست بردار ، كه من برادر توام .
عمّار به او گفت : من ، برادرِ تو نيستم . شنيدم كه پيامبر خدا ، در شب عَقَبه ، تو را كه با آن مردم همداستان شده بودى ، لعنت مىكند .
ابو موسى گفت : آيا جز اين است كه براى من ، طلب آمرزش كرد ؟ عمّار گفت : من ، لعنت را شنيدم و طلب آمرزش را نشنيدم .
18 / 3 اشعث بن قيس و نسل او « 2 »
8273 . الكافى به نقل از سَدير : امام باقر عليه السلام به من فرمود : " اى سَدير ! شنيدهام كه زنان كوفه زيبايند و نيكو شوهردارى مىكنند . پس برو و از جايى زنى زيبا برايم بياب " .
من گفتم : سراغ دارم ، فدايت شوم ! فلانى ، دختر فلان بن محمّد بن اشعث بن قيس .
فرمود : " اى سدير ! پيامبر خدا ، عدّهاى را لعنت كرد و اين لعنت ، به بازماندگان آنان نيز تا روز قيامت ، سرايت يافت و من ، خوش ندارم كه بدنم به بدن يكى از دوزخيان بخورَد " .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 526 ( ابو موسى اشعرى ) .
( 2 ) ر . ك : ص 526 ( اشعث بن قيس و فرزندان او ) .