تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
گفت : " بار خدايا ! ما را بارانى كمك كننده ، روياننده ، فراگير ، فراوان ، بىتأخير ، سودمند و بىزيان عطا فرما " . يكى دو جمعه نگذشته بود كه بر آنان باران باريد . 8256 . مسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن مسعود : هنگامى كه پيامبر خدا در جِعرانه « 1 » به تقسيم غنايم حُنَين پرداخت ، مسلمانان بر گِرد ايشان ازدحام كردند . پيامبر خدا فرمود : " خداوند ، بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى قومش فرستاد و آنان او را زدند و چهره‌اش را شكستند و او خون از چهره خويش پاك مىكرد و مىگفت : پروردگارا ! قومم را بيامرز ، كه آنان نادان‌اند " . 8257 . صحيح البخارى به نقل از عبد اللّه بن مسعود : گويى پيامبر صلى اللّه عليه و آله را مىبينم كه پيامبرى از پيامبران را مجسّم مىسازد كه قومش او را زدند و خون‌آلودش كردند و او خون از چهره‌اش پاك مىكند و مىگويد : " بار خدايا ! قوم مرا بيامرز ، كه آنان نادان‌اند " .

16 / 52 اقوامى كه پيامبر برايِشان دعا كرد

8258 . مسند ابن حنبل به نقل از خفاف بن ايماء بن رحضه غفارى : پيامبر خدا ، نماز صبح را با ما خواند و ما با ايشان بوديم . چون سرش را از [ سجده ] ركعت آخر برداشت ، فرمود : " . . . اسلَم را خدا به صلح كشانَد و غِفار را خدا بيامرزد ! " . « 2 »
هامش
( 1 ) جِعرانه ، بركه‌اى است بين طائف و مكّه ، كه به مكّه نزديك‌تر است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله در بازگشت از غزوه حُنَين ، در اين مكان فرود آمد و غنايم هوازن را تقسيم كرد و از آن جا مُحرِم شد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله در آن جا مسجدى دارد . ( 2 ) بنا به گفته برخى شارحان حديث ، اين جمله و جمله قبل ، احتمال دارد دعايى باشند و يا خبرى .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 397 | محمد الريشهري