ابو شعثاء و نيز خدمتكارمان قُطبه ، هر دو ، برايم گفتند كه : از ابو سفيان مدلوك شنيديم كه مىگويد : همراه وابستههاى خود ، نزد پيامبر خدا رفتم و همگى با هم اسلام آورديم . پس ، پيامبر خدا مرا دعا كرد و دستى به سرم كشيد و برايم دعاى بركت نمود .
آن دو گفتند : موهاى جلوى سر ابو سفيان كه پيامبر خدا بر آن دست كشيده بود سياه بود و بقيّه سرش سفيد .
16 / 42 ابو مالك هانى هَمْدانى
8231 . الطبقات الكبرى به نقل از خالد بن يزيد بن عبد الرحمان بن ابى مالك هانى همدانى ، از پدرش ، درباره جدّش : وى ( هانى ) از يمن ، خدمت پيامبر خدا آمد و اسلام آورد . پيامبر خدا دستى به سرش كشيد و برايش دعاى بركت كرد .
16 / 43 وائل بن حُجر « 1 »
8232 . قصص الأنبياء به نقل از وائل بن حُجر : زمانى كه خبر ظهور پيامبر صلى اللّه عليه و آله به ما رسيد ،
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 525 ( وائل بن حُجر ) .