تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
پس ، چند روزى نگذشت كه پيامبر خدا لشكرى اعزام كرد و حارثه را همراه آن فرستاد . حارثه جنگيد و نُه يا هشت نفر را كُشت و سپس خود كشته شد .

16 / 20 حُذَيفة بن يَمان « 1 »

8204 . تاريخ دمشق به نقل از حذيفه : خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله رسيدم و ايشان مشغول نماز خواندن بين مغرب و عشا بود و پيوسته نماز مىخواند تا آن كه نماز عشا را نيز گزارد . چون نمازش را تمام كرد و به راه افتاد ، من در پى او رفتم . فرمود : " تو كيستى ؟ " . گفتم : حذيفه . گفت : " خدايا ! حذيفه و مادرش را بيامرز " .

16 / 21 حَسّان بن شدّاد « 2 »

8205 . اسد الغابة به نقل از نهشل بن حسّان بن شدّاد ، از پدرش : مادرم نزد پيامبر خدا رفت و گفت : اى پيامبر خدا ! من نزد شما آمده‌ام تا براى اين پسرم دعا كنى كه خداوند در او بركت نهد و وى را به بزرگى رساند و پاك و با بركت قرارش دهد .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 519 ( حذيفة بن يمان ) . ( 2 ) ر . ك : ص 520 ( حسّان بن شدّاد ) .