پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " هر گاه برايت اجازه داده شد ( / تا وقتى كه برايت اجازه داده شود ) " .
مدّتى گذشت . پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را فرا خواند و دستى به صورتش كشيد و سه بار گفت : " بار خدايا ! تَلِب را بيامرز و رحمتش كن " .
16 / 17 جرير بن عبد اللّه « 1 »
8201 . المعجم الكبير به نقل از جرير : من بر اسب قرار نمىگرفتم . اين موضوع را به پيامبر خدا گفتم . ايشان دستش را به سينهام زد چنان كه جاى آن را در سينهام ديدم و گفت : " بار خدايا ! او را استوار بدار و هدايتگر و هدايتشده قرارش ده " .
از آن پس ، هيچ گاه از اسبى نيفتادم .
16 / 18 جُعَيل بن زياد « 2 »
8202 . المعجم الكبير به نقل از جُعَيل اشجعى : با پيامبر خدا در يكى از غزواتش شركت كردم . من بر ماديانى نزار و ناتوان سوار بودم و در آخر لشكر حركت مىكردم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله خودش را به من رساند و فرمود : " حركت كن ، اى سوار ! " .
گفتم : اى پيامبر خدا ! نزار و ناتوان است .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 518 ( جرير بن عبد اللّه ) .
( 2 ) ر . ك : ص 519 ( جُعَيل بن زياد ) .