شروع به غلت زدن بر روى ريگهاى داغ كرد و به خودش مىگفت : بچش كه آتش دوزخ ، از اينْ داغتر است ! شبها چون نعش مىافتى و روزها ولگردى مىكنى ؟ آن مرد ، در همين حال ، چشمش به پيامبر صلى اللّه عليه و آله افتاد كه در سايه درختى بود . گفت : نَفْسم بر من ، چيره شده است [ و براى تنبيه آن ، چنين كردم ] .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " آيا گريزى از اين كارى كه كردى ، نداشتى ؟ بدان كه درهاى آسمان به روى تو باز شد و خداوند ، به وجود تو بر فرشتگان باليد " . سپس به يارانش فرمود : " از برادرتان ، توشه بستانيد " . پس ، هر يك از آنها به او گفت : فلانى ! برايم دعا كن .
پيامبر خدا به او فرمود : " براى همهشان دعا كن " .
مرد گفت : بار خدايا ! پرهيزگارى را توشه آنان قرار ده و همه آنها را در مسير هدايت ، قرار ده .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله نيز فرمود : " بار خدايا ! تيرِ دعايش را به هدف بزن " .
مرد هم ادامه داد : بار خدايا ! بهشت را سرانجامشان قرار ده .
8123 . الأمالى ، صدوق به نقل از ليث بن ابى سليم : شنيدم مردى از انصار مىگويد : در يك روز بسيار گرم ، پيامبر خدا در سايه درختى نشسته بود كه مردى آمد و جامههاى خويش را از تن بركَنْد و آن گاه ، شروع به غلت زدن بر روى ريگهاى داغ كرد . گاه پشتش ، گاه شكمش و گاه پيشانىاش را داغ مىكرد و مىگفت : بچش اى نفس كه عذاب خدا سختتر از اين كارى است كه با تو مىكنم ! پيامبر خدا هم به كارى كه او مىكرد ، مىنگريست . سپس آن مرد ، جامههايش را پوشيد و آمد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله با اشاره دستش او را فرا خوانْد و به وى فرمود : " اى بنده خدا ! من ، شاهد بودم تو كارى را انجام دادى كه تاكنون نديده بودم كسى چنين كارى بكند . چه چيز تو را بر اين كار ، واداشت ؟ " .
مرد گفت : ترس از خداوند عز و جل مرا به اين كار ، وا داشت و به نفس خود گفتم : بچش اى نفس ! كه عذاب خدا بسى سختتر از اين كارى است كه با تو مىكنم ! پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " به راستى كه تو از [ مقام ] پروردگارت ، چنان كه سزاوار است ، ترسيدى و پروردگارت به تو بر آسمانيان نازيد " .
سپس به يارانش فرمود : " اى گروه حاضران ! نزد اين رفيقتان برويد تا برايتان دعا كند " .
ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله نزديك او رفتند و آن مرد براى ايشان دعا كرد و گفت : بار خدايا ! همه ما را در مسير هدايت بدار و پرهيزگارى را رهتوشه ما ، و بهشت را پايانِ كار ما قرار ده .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: محمد الريشهري
ص٢٩١