وسيله خدا مىتوانم . پس خدا داخل در انسان نيست تا مخلوقات در رديف او و شريك مقام كبريائيش باشند و از سوى ديگر بدور از مخلوقات هم نيست تا مخلوقات از او بىنياز باشند و بدون او توانايى داشته باشند ، بلكه بدون تأثّر از ايشان بر آنها تأثير مىنهد .
آيات و تفاسير
( إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ) « 1 » .
« فرمان ما به هر چيزى كه ارادهاش را بكنيم اين است كه مىگوييم : موجود شو ، و موجود مىشود . »
« قول » در اين جا كنايه از مشيّت الهى به هنگام آفرينش پديدهاى است و هيچ نيازى به حركت يا عملى ندارد ، بلكه آن را ابداع مىكند .
( وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا . . . ) « 2 » .
« . . و زمين به نور پروردگارش روشن شد . . . »
« نور » در اين جا تعبير ظريفى از همان انرژى است ( اگر تعبير ، درست باشد ) ، انرژى اى كه پديدهها را موجود مىسازد و در اختيار خداست .
( إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً ) « 3 » .
هامش
( 1 ) - سورهء نحل ، آيهء 40 .
( 2 ) - سورهء زمر ، آيهء 69 .
( 3 ) - سورهء فاطر ، آيهء 41 .