و تعادل خود را از دست مىدهند به اعتبار آن كه نعمت هم به تحميل و خويشتن دارى نياز دارد شايد به همان اندازه يا حتّى بيشتر از آن كه نزول بلايا و مصيبتها به اين تحمّل نيازمند است .
ايجاد چنين گريزى در سياق آيهاى كه بدون آن هم روانى و زبان آورى خود را دارد به هدف بيان حقيقتى علمى در لابلاى ارشادات روحى صورت مىپذيرد كه مقصود آن تنها به كار گرفتن اين حقيقت علمى در خدمت تزكيه نيست ، بلكه بيان آن را براى مردم نيز هدف خود مىداند .
ب - اسلوب و شيوهاى تربيتى كه قرآن در تزكيه نفس از آن پيروى مىكند اسلوبى است ذاتاً علمى ، اسلوبى مرحلهاى كه متناسب با هيجانات عاطفى و ارشاد فكرى و انگيزه ايمانى ، مراحل تزكيه را پى مىگيرد ، اسلوبى كه مهارت كامل ، انديشه به كار گرفته شده را با هدف مورد نظر پيوند مىدهد .
در يك سخن ، بشريت قرنهاست مىكوشد تا شيوههايى علمى براى تربيت بنيان نهد ولى قرآن در به كارگيرى اين شيوهها و جز آن - كه بيانش به طول مىانجامد - گوى سبقت را از همه بشريت ربوده است . اين سخن ما را به دو حقيقت مىرساند :
1 - ما مىتوانيم از راه تتبّع شيوههاى قرآنى آن هم آيه به آيه و موضوع به موضوع نسبت به شيوههاى علمى صحيحتر آگاهى حاصل كنيم .
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 28
مساهمون: آژير
ص٢٨